جشن های باستانی تیرماه | ایران باستان

ارسال توسط: سفریاب     

جشن های باستانی تیرماه که کمتر نام آنها را شنیده اید...

 

نیایش پیر نارستانه

از سپندارمذ روز تا آذر روز از تیرماه برابر با 5 تا 9 تیر در گاهشماری ایرانی

«پیر نارستانه» نام نیایشگاهی است در حدود سی کیلومتری شهر یزد در پشت کوه «دربید»، که زرتشتیان هر ساله به مدت 5 روز برای به جا آوردن مراسم و آداب و رسوم مربوط و با هم بودن و شادی کردن به این نیایشگاه می روند.این نیایشگاه در داخل دره ای با ژرفای کم جای دارد که از سه طرف آن کوه آن را در برگرفته است. در کنار جایگاه چشمه ای وجود دارد که آب آن از ذخیره کردن بارندگی ارتفاعات پیرامون در استخر آن سوی پیر تامین می شود. در محل نیایشگاه درخت «مورد»ای رشد کرده که شاخه های آن از ساختمان خارج شده و دیدگاه دلنشینی را پدید آورده.
بر اساس باورهای مردم، این مکان پناهگاه یکی از شاهزادگان ساسانی به نام «شاهزاده اردشیر» است کهه در هنگام حمله ی تازیان برای در امان ماندن به این مکان آمده، بر پایه ی این باورها شاهزاده اردشیر بر شکارچی روشن‌بینی نمایان شده و شکارچی بنابه خواست و فرمان شاهزاده اردشیر، بنای پیر نارستانه را بنیان نهاده است.

پس از حمله اعراب به ایران در زمان ساسانیان، خانواده ی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، که به پرهیزگاری شهره بودند، گریختند و به کوه ها پناه بردند. به اعتقاد برخی از زرتشتیان، آن ها در کوه ها و چاه های اطراف یزد در شکاف ها یا دل زمین پنهان شدند و مزار آن ها اکنون زیارتگاه زرتشتیان است. البته این باور در طول تاریخ با خرافات هم آمیخته شده است.

در واقع این شاهزاده های گریخته از دست اعراب، نقش اسطوره های مقاومت را برای ایرانیان یافته اند و از این رو از آن ها برای کسب هویت خود استفاده می کنند. چندین نیایشگاه (زیارتگاه) در نزدیکی شهر یزد قرار دارند که می توان از زیارتگاه های «پیرسبز» یا «چک چک»، «پیر هریشت»، «پارس بانو» و «پیر نارکی» نام برد.

این نیایشگاه ها، همه بیرون از شهرها هستند و زیارت کنندگان شب نیز در آنجا می مانند. در اطراف هریک از این نیایش گاه ها، صفه ها، ایوان ها و آشپزخانه هایی نیز برای ماندن چندین روزه ی خانواده ها ساخته شده است.

جشن نيلوفر

ششم تیر/ خرداد روز روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شكوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد. در اساطير هند و ايران نيز نخستين انسان از دل نيلوفر پديد آمده و در آيين هاي زرتشتي نيلوفر آبي جايگاه نگهداري فر زرتشت بوده است. گل نیلوفر را در تخت‌جمشید و در نقش برجسته‌های آن مشاهده می‌كنیم: بر بدنه كاخ آپادانا، در دست بزرگان ملل، در حاشیه لباس هخامنشیان و بر روی پایه ستون‌ها در زمان هخامنشیان این گل در مراسم رسمی و درباری متجلی شده است، ظاهرا گل نیلوفری كه در دستان پادشاهان حجاری شده در تخت‌جمشید (در نقش بار عام) دیده می‌شود، نماد صلح و زندگی بوده است. علاوه بر این، در تخت جمشید ریتون‌هایی پیدا شده‌اند كه نقش این گل بر روی آن‌ها حك شده است. در حجاری‌های طاق‌بستان كرمانشاه، گل نیلوفر مربوط به زمان ساسانیان دیده می‌شود كه در نقش مربوط به اردشیر ساسانی زیر پای ایزد مهر قرار گرفته است. در زمان ساسانیان، بر روی یك سری از گچ‌بری‌های تیسفون و بیشاپور نقش روزت‌های ساسانی كه همان گل نیلوفر را تداعی می‌كنند، دیده می‌شود.

 هم چنين آمده است در باره ي جشن نیلوفر كه؛ جشن تیرگان در دو روز به دو مناسبت برپا می شده. اگر مطابق عقاید کهن دو روز تیرگان کوچک – روز ششم تیر– و تیرگان بزرگ را روز سیزدهم تیر بدانیم در روز تیرگان کوچک و مطابق عقیده بیرونی جشنی موسوم به ((جشن نیلوفر)) رایج بوده که او نیز در باب فلسفه ی برگزاری این جشن توضیح زیادی نمی دهد.

«روز ششم تیر، خرداد روز است و در آن عیدی است که جشن نیلوفر نام دارد. روز 13 تیر عید تیرگان است، سبب این جشن رخداد آرش کمانگیر در تاریخ ایران است... که چون افراسیاب در جنگی بر منوچهر چیره گشت در طبرستان، منوچهر خواهشی کرد تا کمانی بسازند و تیری از آن رها سازند هر کجا که تیر فرود آمد مرز ایران و توران گردد، منوچهر این کار را به آرش که مردی با دیانت بود سپرد، آرش مردی سالم بود اما آنقدر در پرتاب تیر رشادت نشان داد تا مرز ایران را گسترده تر سازد. پس به منوچهر گفت که خود را فدای ایران می سازد زیرا پس از پرتاب تیر او پاره پاره خواهد شد. تیر از سپیده دم تا نیمروز در راه بود و سپس بر درختی بزرگ فرود آمد در ناحیت خراسان، حدود هزار فرسخ و مردم این روز را که روز صلح منوچهر و افراسیاب بود جشن گرفتند.» با این شرح، روز خرداد، تیرگان کوچک، روزی که ایرانیان به واسطه ی گرفتاری و سختی و مشکل شدن کار جنگ غمناک بوده اند. اگر آرش در این روز تیر را رها کرده باشد آن روز جشن نیلوفر یا تیرگان کوچک بوده و روز سیزدهم، در واقع سیزدهم تیرماه - گوش روز-  که خبر فرود آمدن تیر از کمان رها شده را پس از یک روز برای ایرانیان آورده اند، به لطف پایان یافتن کار جنگ در این روز بزرگ، جشن ملی بپا کرده اند.

گاهنبار میدیوشهم گاه

از خور تا دی بمهر روز از تیرماه برابر با 11 تا 15 تیر در گاهشماری ایرانی؛ «مَیدیوشَهـِم گاه» از ترکیب واژگان اوستایی «مئیذیو» به معنی «میان» و «شَمَه» به معنی «تابستان» و باهم «مَـئیذیوشِـمَـه» به معنی «میانه ی تابستان» است و دومین جشن از جشن های گاهنباری در سال می باشد. مراسم گاهنبار میدیوشهم گاه نیز همانند گاهنبار یا چَهره ی پیشین (مَیدیوزَرِم) که به آن اشاره شده برگزار می شود. در باور سنتی زرتشتیان این جشن برای یادآوری دومین مرحله ی آفرینش است و هنگام پدیدار شدن آب در هستی می باشد.

 

جشن «تیرگان»

سیزدهم تیر/ تیر روز روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌هایایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعراییمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان كهدر نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیدهمی‌شود.

این جشن در كنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی وآرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی كه باآب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شدهاست.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر»منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یكی از جاودانان ایرانی یعنی كیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آبچشمه‌ای، دانسته‌اند. جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ (← سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیزبرگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی رابرگزار می‌كنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.

آب پاشی

این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است.

«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند. جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه ی جشن تیرگان است.

فال کوزه

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه  ای را برمی گزینند و کوزه ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.

دستبند تیر و باد

در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.


این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود :

تــیـــر بــرو بــاد بــیـا       غــم بــرو شـادی بـیا


محنت برو روزی بیا        خـوشه ی مرواری بیا

در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا «تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است:

در اوستا، تشتر یشت(تیر یشت)، تیشتر فرشته ی باران است که در ده روز اول ماه به چهره ی جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره ی گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره ی اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبه رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره ی «آرش کمانگیر» اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزا ای ملی بود (و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد.


او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان های پاک همه ی سربازان ایرانی.)

هرمز، خدای بزرگ، به فرشته ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه ی درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست. آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.

جشن خام خواری

دی به مهر روز از تیرماه برابر با 15 تیر در گاهشماری ایرانی؛ «جشن خام خواری» یا به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، «عم» یا «غفس» یا «خواره»، جشنی از جشن های سُغد باستان بوده و از مراسم این جشن، دوری گزیدن از خوراک حیوانی و پختنی ها را می توان نام برد. در تقویم سُغدی برابر با پانزدهمین روز ِماه «بساکنج» است.

زیارت پارس بانو

از مهر روز تا ورهرام روز از تیرماه برابر با 16 تا 20 تیر در گاهشماری ایرانی

نیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون دره ای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است. روستای  زرجوع  در مسیر یک دره ی باریک قرار گرفته و کوه های اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است. بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانه ی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاری هایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است. در دامنه ی مجاور نیایشگاه، خیله هایی ساخته شده تا خانواده ها در زمان ویژه ی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آن­ها استفاده کنند. در باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او می خواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد.

مراسمی که در این نیایشگاه برپا می دارند همانند آیین هایی است که در مراسم نیایشگاه های دیگر به آن ها اشاره شده است.

عید نوسردایل

هفتم ماه تموز آشوری برابر با 16تیر در گاهشماری ایرانی

عید «نوسردایل» یا «جشن آبریزان» یکی از جشن های ملی - مذهبی آشوریان ایران است که در هفتم «تموز» ماه آشوری برگزار می شود. در این روز «ایشتار» الهه ی عشق و باروری به دنبال نجات همسر خود «تموز» که به دست «تیامات»، خدای تاریکی و پلیدی اسیر شده بود به دنیای زیر زمینی رفت. در باور آشوریان ایران، آبریزان برای زود برگشتن اوست. روایت دیگری نیز برای این جشن وجود دارد و آن متبرک ساختن آب دریاچه ی ارومیه توسط «تومای قدیس» و دستور او مبنی بر پاشیدن آب به یکدیگر به نیت تعمید است.

 

بر گرفته از کتاب "جشن های ایران باستان" ،محمدحسین موسوی، انتشارات خانه تاریخ و تصویر ابریشمی ،١٣٩٠

© اخطار : هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی در پی خواهد داشت ! ©



موضوع: معرفی جشن ها و آیین های بومی و سنتی ایران و جهان ,
برچسب‌ها: جشن های ایران باستان , زیارت پارس بانو , جشن آب پاشی , جشن نیلوفر

اطلاعات مفید سفر

راهكارهای ارزان گردي در سفرهای خارجی چیست؟

بايد قبول كنيم زماني كه بودجه بسيار محدودي براي سفر داريم بهتر است آن را به بهترين نحوه ممكن مديريت و صرف كنيم كه قطعا در اين ميان هزينه پروازها به مقصد، بخش عمده اي از هزينه سفر خواهند بود، بنابراين بسيار مهم است مهارت جستجو و يافتن موقعيت هاي كم هزينه پروازي را بياموزيم و از تخفيف هاي دوره اي شركت هاي هواپيمايي سود ببريم

Information for travel to Switzerland|اطلاعات سفر به کشور سوئیس

چکیده دسترسی اسامی کارگزاران و سایت های تمام شهرهای سوییس برای سفر شخصی شما به این کشور بی نظیر آمده است. بنابراین اگر قصد اقدام به سفر شخصی دارید میتوانید پس از اخذ و تهیه بلیط با ارسال ایمیل به مسئول هریک از شهرها و بازدید از سایت ها، نسبت به این سفر استثنایی اقدام کنید.

هزينه هاي بالاي اقامت در سفرهای خارجی را چه كنيم؟

يكي از ساده ترين و نه لزوما ارزانترين روش ها مي تواند استفاده از "هاستل" باشد، توضيحش مفصل است، ولي شما فضايي را فرض كنيد شبيه خوابگاه هاي دانشگاه را كه هر اتاق با تعداد مشخصي تخت بين دانشجوها تفسيم مي شود و همگي از آشپزخانه و سرويس هاي بهداشتي مشترك استفاده مي كنند